الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

159

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

برمىگردد به امر غيرى كه اگر بخواهيم عباديت اين طهارات را درست كنيم بايد با همين امر مقدمى درست شود چون امر ديگرى نيست درحالىكه اين امر غيرى هم محال است كه مصحح عباديت طهارات ثلاث باشد چون يا مستلزم خلف است و يا مستلزم دور . اما بيان خلف : از طرفى على المشهور عباديت طهارات ثلاث متوقف است بر اينكه امر غيرى جلوتر به آنها تعلق بگيرد تا بعدا عبادت شوند و از طرف ديگر فرض ما آنست كه امر غيرى متأخر از فرض عباديت آنها است چون طبق بيانات قبلى امر غيرى تعلق گرفته به طهاراتى كه عبادت باشد الوضوء العبادى تحت امر مقدمى رفته نه ذات الوضوء بما هى پس آنچه را كه فرض كرديم متأخر است يعنى امر غيرى آمده مقدم شده و آنچه كه فرض اينست كه متقدم است يعنى عباديت وضوء آمده متأخر شده و هذا خلف . اما بيان دور : عباديت طهارت ثلاث متوقف است بر آمدن امر غيرى چون امر ديگرى در كار نيست تا از ناحيهء آن عباديت بيايد و فرض هم اينست كه على المشهور در عباديت عبادت قصد امر لازم است و از آن طرف آمدن امر غيرى هم متوقف است بر عبادت بودن طهارات ثلاث چون امر غيرى به چيزى تعلق مىگيرد كه مقدمهء واجب باشد و در اينجا وضوى عبادى مقدميت دارد و هذا دور و الدور باطل . از اين اشكال اساسى علماى اصول هركدام جوابى يا جوابهائى داده‌اند . جواب جناب مظفر : ايشان مىفرمايد : به نظر من بهترين جواب آنست كه بگوئيم : مصحح عباديت طهارات ثلاث اين امر غيرى نيست تا خلف و يا دور لازم آيد بلكه مصحح آن عبارتست از يك امر نفسى استحبابى كه به ذات اين اعمال تعلق گرفته و اين اعمال را فى نفسها مستحب گردانيده پيش از آنى كه مقدمهء واجب قرار گيرند و امر غيرى بر آنها تعلق بگيرد و اين استحباب نفسى كه در اين اعمال هست همچنان باقى است حتى پس از فرض امر غيرى و مقدمى منتهى نه با حدود و مشخصات استحبابى كه عبارت باشد از رجحان الفعل مع جواز الترك زيرا پرواضح است كه با آمدن امر غيرى ديگر جواز